اسب سفید le->

عشق،عکس عاشقانه،درددل عشاق

 

عشق نمی پرسه تو کی هستی؟

       عشق فقط میگه: تو ماله منی .

عشق نمی پرسه اهل کجایی؟

        فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی .

عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟

        فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیفته .

 عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟

        فقط میگه: همیشه با منی .

عشق نمی پرسه دوستم داری؟

         فقط میگه: دوستت دارم

         

نوشته شده در بیست و سوم مرداد 1391ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...


نوشته شده در بیستم مرداد 1391ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در نوزدهم مرداد 1391ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

بگــذار .. توی همیــن یـکـــ جملــه ..
دوبـــاره عاشقِ همـ باشیـــم ! مــن نامَـت را صــدا مــی کـنـــم !...
تـــو بـگـــو جانَــم . . .!

نوشته شده در یکم شهریور 1391ساعت 2:36 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

خیلــــی وقــــتا بهــم میگن :چرا میخنــــدی بگو ما هــــم بخنـــدیم...
اما هرگــــز نگفتــن:چرا غصــــه میخوری بگـــو ماهــم بخــوریم..

نوشته شده در یکم شهریور 1391ساعت 2:35 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

شنیدید که میگن اونی که گریه میکنه یه درد داره

اما اونی که میخنده هزارتا؟

من میگم اونی که میخنده هزارتا درد داره

ولی اونی که گریه میکنه

به هزارتا از درداش خندیده

فقط جلوی یکیشون

"کم" آورده...

نوشته شده در یکم شهریور 1391ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

گــــفته باشــــم !.!.!

مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛

تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !

سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !

نوشته شده در یکم شهریور 1391ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

اما تو بگو «دوستي» ما به چه قيمت؟

امروز به اين قيمت، فردا به چه قيمت؟


ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگ

این حسرت دریاست تماشا به چه قيمت


يك عمر جدايي به هواي نفسي وصل

گيرم كه جوان گشت زليخا به چه قيمت


از مضحكه دشمن تا سرزنش دوست

تاوان تو را مي‌دهم اما به چه قيمت


مقصود اگر از ديدن دنيا فقط اين بود

ديديم، ولي ديدن دنيا به چه قيمت


نوشته شده در سی و یکم مرداد 1391ساعت 9:15 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

شکیبا بیا که دلم تنگه!

 گذاشتی کجا رفتی؟

ناراحتم!!!!!!!

دلم پف کرده!

بهت نیاز دارم

نوشته شده در سی ام مرداد 1391ساعت 10:44 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

عاقبت یک روز مغرب محو تماشای مشرق میشود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود
شرط میبندم زمانی که نه زود است و نه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق میشود...

نوشته شده در بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 2:20 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

شکیبا ! ! ای عشق و هستی من ! برای تو مینویسم!

آپلود عکس

نوشته شده در بیست و هفتم مرداد 1391ساعت 2:52 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

عاشق دست خودش نیست ریز به ریز زندگیشو برای عشقش میگه نه پنهان میکنه، مثل تو که برام روزای اول همه چیزو تعریف میکردی شکیبا من عاشقتم و عاشقت خواهم موند میدونم دو سه روزه شاید چیزی تمرکزت را بهم زده و لی زود مثل قبل،پرانرژِی و دل صاف و مهربون میشی  و حرف هم برای گفتن زیاد داری مثل قبل!عاشقانه دوست دارم![بوسه][بوسه][قلب][گل]

من برای تو نفس میکشم! پس این انگیزه را از من نگیر!!!!!!!!!! 

همیشه و در تمام لحظات بیادتم،بیادتو خواب میرم و بیاد تو از خواب پا میشم!!!

ردپایت  در زندگیم ملموسه و اشکار ،میبوسم رد پایت ،  چون  زندگی منو تغییر دادی،شور وشعف بهم دادی!!!!

بیادتم! عاشق شکیبا!

نوشته شده در بیست و ششم مرداد 1391ساعت 11:40 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

آپلود

نوشته شده در بیست و دوم مرداد 1391ساعت 10:44 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

آپلود

نوشته شده در بیست و دوم مرداد 1391ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

نوشته شده در بیستم مرداد 1391ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در بیستم مرداد 1391ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در بیستم مرداد 1391ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در بیستم مرداد 1391ساعت 11:8 قبل از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در بیستم مرداد 1391ساعت 11:7 قبل از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در بیستم مرداد 1391ساعت 11:6 قبل از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در بیستم مرداد 1391ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در بیستم مرداد 1391ساعت 10:59 قبل از ظهر توسط اریا برزن|

نوشته شده در نوزدهم مرداد 1391ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در نوزدهم مرداد 1391ساعت 9:24 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در نوزدهم مرداد 1391ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در نوزدهم مرداد 1391ساعت 9:15 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در نوزدهم مرداد 1391ساعت 9:12 بعد از ظهر توسط اریا برزن|

iran

نوشته شده در نوزدهم مرداد 1391ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط اریا برزن|


آخرين مطالب
» عشق!
» شکیبا
» اسب سفید شکیبا ! سوارش منم!
» عاشق!
» همدردی!
» درد
» به منه!
» حسرت!
» دلم تنگه شکیبا!
» از عشقم شکیباجون!


قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت